مهندس جهانگیری: در این کشور طلا ریختند، کسی جمع نمی کند

تبلیغات

نویسندگان

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    شعار وسرلوحه ما :ارتقا علمی و عملی کارافرینان وفعالان اقتصادی وایجاد کسب وکار واشتغال پایدار است. کارافرین یعنی پر از امید “ایده وکشفی نوین که بی تردید”نداریم به مانندش در ایران زمین او عاشق این گردد”تادرکش کنند اورا از سایرین وتشویق بگردانند”دردرک ابهامش دراین عصر نوین اودر مسیری پا نهاده که میداندچنین راهی یعنی همین واگر شکستی پیش اید صبر پیشه کند”تا کارش نیافتد برزمین بی شک خلاقیت او”سرچشمه میگیرد از جلوه ذات خلاق مبین چون اوتعهد دارد به کارش “که به پاسش میگویم هزار افرین شعر:داریوش دوسرانی

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 108
    کل نظرات کل نظرات : 37
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 0
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 2
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 0
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 1
    بازدید هفته بازدید هفته : 31
    بازدید ماه بازدید ماه : 460
    بازدید سال بازدید سال : 689
    بازدید کلی بازدید کلی : 689

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 216.73.217.22
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 01 مهر 1405

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

مهندس جهانگیری: در این کشور طلا ریختند، کسی جمع نمی کند

آپلود عکس

علی‌اصغر جهانگیری کارآفرین برتر کشور و یک ایده‌پرداز و تولیدکننده باذوق است که تا به حال صدها کارخانه در سراسر ایران تاسیس كرده است و خیلی صفات اینچنینی دیگر دارد اما این تعریف درستی از مردی نیست که از نزدیک او را شناختم. او یک انسان خاص است و شاید از نظر خیلی‌ها پیر به نظر برسد اما از خیلی از جوانان پرامیدتر و قبراق‌تر است. مهندس جهانگیری را می‌توان در بین این سطور بیشتر شناخت که اگر فقط 10درصد از توان او استفاده شود بیکاری در ایران بی‌معنی می‌شود.

مهندس علی‌اصغر جهانگیری به شما می‌گوید چطور می‌شود پولدار شدن را از یک رویای دوردست به‌هدفی نزدیک تبدیل کرد .

آپلود عکس


راه ‌موفقیت


علی‌اصغر جهانگیری هستم. در یكی از روستاهای محروم مازندران به نام كندلوس به‌دنیا آمدم. پس از فارغ‌التحصیلی از رشته شیمی به كارهای مختلف مشغول شدم تا اینكه یك آگهی در روزنامه دیدم كه سازمان ملل یك بورسیه به 26 كشور درحال توسعه داده بود. من با اینكه متاهل بودم و مشغول كار، قبول شدم و به اتریش رفتم. در رشته پلیمر پلاستیك فارغ‌التحصیل و همان‌جا در اروپا استخدام شدم و صنایع پلاستیك 15 كشور اروپایی را تحت نظر گرفتم اما پس از مدتی دلم طاقت نیاورد و به ایران بازگشتم.


 

خودمان را بشكنیم و دوباره بسازیم


من در 32 سالگی، متاهل با یك بچه و با 2 هزارتومان پس‌انداز از كار بیكار شدم. دوستم، مهندس بازرگانی مشوقم بود و گفت برای اینكه خودمان را بسازیم، باید اول خودمان را بشكنیم. با این ایده و با جیب خالی شروع به‌كار كردیم. مهندس بازرگانی تحقیق كرده بود كه فروش بشكه‌خالی سود زیادی دارد. اول خجالت می‌كشیدم و فكر می‌كردم زشت است كه من، مهندس جهانگیری با 10سال سابقه مدیرعاملی تولیددارو، بشكه خالی بفروشم اما سرانجام دست‌به‌كار شدیم. یك وانت كرایه كردیم و هر روز به كارخانه‌های مختلف می‌رفتیم و بشكه خالی می‌خریدیم و می‌فروختیم. پس از مدتی در خیابان رسالت یك مغازه اجاره كردیم و با پولی كه در این چندسال درآورده بودیم، اولین كارگاهمان را افتتاح كردیم.


 

مایع ظرفشویی با رایحه توت‌فرنگی


همیشه نبض مردم و ذائقه آنها دستم بود. می‌دانستم كه خرید خانه با خانم‌هاست و اگر بتوانیم آنها را راضی كنیم موفق می‌شویم. با این دید و اینكه خانم‌ها از رنگ قرمز خوششان می‌آید،‌ اولین مایع ظرفشویی ایران با رایحه توت‌فرنگی را تولید كردیم و همان‌جا با چند كارگر روزمزد، گروه كارخانجات هگزان شروع به كار كرد. این مایع  ظرفشویی به قدری پرطرفدار شد كه بازارسیاه برایش به راه افتاد و همه دوست داشتند آن را داشته باشند.


 

بیكاری امثال من 5 دقیقه طول می‌كشد


همان‌روزی كه از تولیددارو بیرون آمدم به هیأت‌مدیره گفتم بیكاری امثال من 5 دقیقه هم طول نمی‌كشد البته باور نمی‌كردم چنین اتفاقی بیفتد! اما واقعا 5 دقیقه هم طول نكشید و درحال بیرون آمدن از شركت بودم كه پرده‌فروش سر كوچه شركت صدایم كرد و گفت: آقای مهندس هر روز قبراق و سرحال از اینجا رد می‌شدید، چرا ناراحتید؟ گفتم بیكار شده‌ام. او گفت: بازار ما هم كساد شده، ما قلاب پرده تولید می‌كردیم اما دیگر كسی نمی‌خرد چون به صرفه نیست و گیره‌های آهنی به دلیل تولید سروصدا دیگر طرفدار ندارد. به او گفتم چرا این گیره‌ها را با پلاستیك نمی‌سازی و او گفت: تو اگر با پلاستیك بسازی چقدر تمام می‌شود؟ گفتم 5/1 ریال. او گفت: تو تولید كن، من 3 ریال از تو می‌خرم، 7 ریال به مغازه می‌فروشم و مردم هم 10 ریال آن را می‌خرند و همان‌جا سفارش 6 میلیون گیره پرده گرفتم و واقعا 5 دقیقه هم بیكار نماندم.

همیشه درآمدزا بودم


از همان بچگی درآمدزا بودم. در 8سالگی با اینكه پدرم پولدار بود، آدامس خروس‌نشان به روستا می‌بردم و می‌فروختم. در همه این سال‌ها كاركردم و در 23 سالگی بعدازظهرها 3 تا كلاس شیمی داشتم و شب‌ها مسافركشی می‌كردم، درضمن درس هم می‌خواندم. همیشه به پدرم می‌گفتم دوست دارم آدم بزرگی شوم و از همان زمان دنبال سكه و سفال و قباله‌های قدیمی، دست‌نوشته و كتاب‌های قدیمی بودم. مردم به پدرم می‌گفتند: پسرت آشغال جمع می‌كند و او كتكم می‌زد و فلكم می‌كرد كه این كار را نكنم. می‌گفت: آبرویم را می‌بری. اما من همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم.




چرا دسته دسته به آنها پول بدهیم


از كارآفرینانی كه پول‌ها را دسته‌دسته می‌كنند و برای خارجی‌ها می‌فرستند، بدم می‌آید. این آدم‌ها جیب هم‌وطن‌های خودشان را می‌زنند و جیب خارجی‌ها را پر می‌كنند تا مواد اولیه و محصولات آنها را بفروشند. وقتی می‌خواستم محصولاتم را تولید كنم به چند كارخانه‌دار خارجی كه از دوستانم بودند، زنگ زدم‌که همه‌شان گفتند پول بفرست تا مواد اولیه بفرستیم. همان‌موقع تصمیم گرفتم كاری كنم كه آنها پول هم‌وطنشان را دسته‌دسته كنند و از من مواد اولیه بخرند.

ما داریم جنایت می‌كنیم


اروپایی‌هایی كه بعضی از ما نوكر آنها شده‌ایم، هیچ چیز ندارند اما دركشور ما  انرژی از آب ارزان‌تر است. حقوق یك ماه كارگر در اینجا حقوق یك روز آنها هم نیست. اگر نمی‌توانیم در اینجا پولدار شویم،‌ خودمان پشتکار نداریم. اینجا زمین فراوان در اختیار داریم، آفتاب عالی داریم، آب داریم اما متاسفانه پشتکار نداریم خلاقیت نداریم، فكر نداریم. با 1700‌دلار انرژی 1000دلار تولید می‌كنیم؛ درحالی که در اروپا با 200 دلار انرژی 1000 دلار تولید دارند. در ژاپن با 100 دلار و در چین با 80 دلار همین‌مقدار تولید می‌كنند،‌ این‌ جنایت نیست!


 

كار درست‌كردن، سخت نیست


من به شما 18هزار دستگاه از 40هزار تومان تا 5میلیون تومان معرفی می‌كنم كه در همین ایران تولید می‌شود و با آنها می‌توانید شغل ایجاد كنید. دولت نباید پول به جوانان بدهد، باید دستگاه و ماشین بدهد كه حتی در اوقات فراغت در خانه‌شان هم بتوانند كار كنند. جاسوئیچی، خودكار، شمع و صدهاهزار محصول دیگر كه با همین ماشین‌ها درست می‌شود. دیگر نیاز نیست كارخانه‌ها كلی كارگر  و هزینه سربار داشته باشند. شما اگر این وسایل را در خانه خودتان تولید كنید، می‌توانید حتی به نصف قیمت چینی در بازار بفروشید وگرنه كارخانه‌های چینی با آن قیمت همه شما را كنار می‌زنند اما با این روش شما هستید كه جنس ارزان و مرغوب تولید می‌كنید!

من همیشه می‌گویم كه پولدار شدن فقط جنم می‌خواهد. چندوقت پیش به یكی از دوستانم كاری پیشنهاد دادم كه میلیونر شود، به او گفتم هر سال 6هزارتن هسته انگور در ارومیه و آذربایجان دور ریخته می‌شود و كارخانه‌ها برای دفن كردن این هسته‌ها پول هم می‌دهند زیرا باعث جمع شدن پشه و كثیفی و... می‌شود. به او گفتم یک دستگاه  3-2 میلیونی بخرد و از این هسته‌ها روغن هسته انگور بگیرد كه هیچ كارخانه‌ای در ایران آن را تولید نمی‌كند و ما مجبوریم 500 سی‌سی از آن را با مارك ایتالیایی به قیمت 5 هزارتومان بخریم.


 

 

ثروتمان را دور می‌ریزیم


چندوقت پیش احتیاج به اسانس و پودر میوه داشتم و وقتی كمی دنبال آن گشتم متوجه شدم باید با یك قیمت گزاف از اروپا وارد كنم، اما وقتی تحقیق كردم متوجه شدم هر روز ما  ده‌ها تن میوه له شده را كه قابل خوردن نیست در تره‌بارها دور می‌ریزیم و كارخانه‌های كمپو‌ت‌سازی برای تهیه كمپوت پوست میوه‌ها را می‌كنند و در اصل بهترین قسمت میوه را دور می‌ریزند. به یكی از دوستانم گفتم اگر كسی باشد كه از این منابع  استفاده كند، می‌تواند نیاز كشور را از این محصول تامین كرده و دیگر ما برای پودرمیوه و شهد، دستمان را جلوی خارجی‌ها دراز نمی‌كنیم.


 

 

كتاب موفقیت یعنی چه؟


هیچ اعتقادی به كتاب‌های موفقیت خارجی ندارم، آنها روش‌هایی برای خودشان دارند که به درد كشور ما نمی‌خورد. آن آقایی كه كتاب موفقیت برای شما می‌نویسد اگر پایش به فرودگاه ما برسد تمام چیزهایی كه در طول زندگی‌اش دیده زیر سؤال می‌رود و اصلا نمی‌داند چه كند؟ چه برسد به اینكه برای شما نسخه موفقیت و كارآفرینی بنویسد.

این خاك پر از نعمت است. من با این همه تلاش فقط 100 فرآورده از طبیعت تولید كرده‌ام درحالی‌كه 70 هزار فرآورده از طبیعت ایران به دست می‌آید و ما از گندم تا میوه و صیفی‌جات240 محصول هم تولید نمی‌كنیم.

مثل یك جوان 25 ساله كار می‌كنم و پرانرژی هستم. یك‌بار پیش آمد كه تا 14 روز نخوابیدم و پس از آن بیماری قلبی گرفتم. بیشتر مواقع یكی‌، دو ساعت خواب برای من به اندازه 7،6 ساعت ارزش دارد. بعضی مواقع اینقدر كار می‌كنم كه حتی سرپا خوابم می‌برد، مثلا در آسانسور خواب یك ‌دقیقه‌ای هم داشته‌ام. چندوقت پیش زنگ زدند و گفتند پدرزنم فوت كرده من در شهر صنعتی البرز مشغول راه‌اندازی صنایع بسته‌بندی بودم، گفتم خدا او را بیامرزد، اما من برای زنده‌ها كار می‌كنم و هروقت مردم، خودم می‌روم و از ایشان عذرخواهی می‌كنم. هیچ‌وقت به مجالس ختم، تولد، عروسی یا عیادت نمی‌روم. با این همه كار بیشتر مواقع از 12 شب به بعد برای دل خودم كار می‌كنم و تابه‌حال 22 جلد كتاب منتشر كرده‌ام. 15 سی‌دی از مجموعه موسیقی‌های قبل از رادیو درست كرده‌ام كه همه كارهایش را خودم انجام داده‌ام، حتی در كار موسیقی شعرها را هم خودم می‌گویم.


 

كارخانه زدن، مرده است


عمر كارخانه زدن به‌سر آمده و سوله ساختن بزرگ‌ترین اشتباه است. هر چیزی در كارخانه تولید كنید، ضرر می‌كنید چون چینی‌ها همان جنس را با كمترین قیمت می‌زنند و شما با كلی كارگر ضرر خواهید كرد. باید خط‌ تولیدی راه بیندازید كه با یك تغییر كوچك بشود، جنس جدیدی تولید كرد. كارخانه فولكس واگن قبل از جنگ جهانی ماشین تولید می‌كرد ولی در زمان جنگ كلاه‌جنگی ساخت‌. باید كاری كنید كه اگر بازار اشباع شد، بتوانید یك جنس جدید تولید كنید. در كشاورزی 69 هزار محصول تولید شده و شما با یك پول كوچك می‌توانید ستاره شوید. اگر می‌خواهید در صنعت موفق شوید، باید به تولید خانگی روی بیاورید. شما وقتی در اقتصاد موفق خواهید شد كه یكی از حواس‌ پنجگانه مشتری را تحریك كنید. مثلا با پلاستیك می‌شود صدها هزار محصول تولید كرد، اما اگر با یك تكه پلاستیك چیزی درست كردید كه مشتری را سرذوق آوردید، برنده‌اید وگرنه تولید جاصابونی، جاسوئیچی و... كه كاری ندارد.

چطور محبوب شوید


اگر می‌خواهید یك مدیر موفق شوید باید زرنگ باشید. هرچند زبل‌بودن زحمت دارد اما رمز موفقیت همین است. مثلا من اگر نگهبان شركتم را بشناسم و بدانم یك پسر دارد كه اسمش مهدی است و مدرسه می‌رود، دریك فرصت مناسب، مثلا اول مهر، با او سلام و علیك كنم و حال پسرش را بپرسم و برای پسرش یكسری لوازم‌التحریر به عنوان هدیه بخرم تا ابد فراموش نمی‌كند و كار مرا كار خودش می‌داند. چندوقت پیش یك نفر از فرانسه آمده بود و دنبال من می‌گشت، به یكی از كارگرها گفته بود آقای جهانگیری كجاست و آن كارگر گفته بود آن آقایی كه دارد در زمین كار می‌كند و مثل خود ماست. مردم ما مدیری كه با ماشین آخرین مدل سر كار بیاید و بخواهد كلاسش را حفظ كند، دوست ندارند. با سادگی خودتان را بیمه كنید.


 

 

سودهای 500 درصدی


اگر دنبال 20 درصد سود باشید، ضرر كرده‌اید. پس اگر قرار است كارخانه بزنید و با كلی حقوق كارگر، شهرداری، عوارض و هزار جور جرم و بدبختی تازه 20 درصد سود كنید، ‌ضرر محض است. من همیشه دنبال سود 500 درصدی بوده‌ام. ایده‌های نو، سودهای 500 درصدی دارد. كار تازه قیمت ندارد، اگر جنسی تولید كردید كه برای خودتان بود و مردم آن را پسندیدند می‌توانید سود واقعی را از آن ببرید.

آقای جهانگیری 10سال بعد ...


فكر نمی‌كنم 10 سال دیگر زنده باشم، من حتی سنگ قبرم را هم داده‌ام ساخته‌اند. حتی كتاب زندگینامه‌ام را هم نوشته‌ام، ولی همچنان پرانرژی‌ام و مثل یك جوان كار می‌كنم، همان‌طور كه گفتم تا روزی كه زنده‌ام ایده دارم و اگر قرار است چیزی از من باقی بماند، كارهایی است كه در زمان حیاتم انجام می‌دهم.


 

ورشكستگی ننگ نیست


در ایران ورشكستگی ننگ است، اما در دنیا یك امر طبیعی است. من سال 74 یعنی 14سال پیش 5/2 میلیارد بدهی بالا آوردم، یعنی در سن 50 سالگی همه ‌چیزم را كه از دست دادم هیچ، كلی هم ضرر كردم. هر روز طلبكارها دنبالم بودند. گفتم به آخر خط رسیده‌ام یا باید فرار كنم یا خودم را بكشم، اما ناامید نشدم. 200 میلیون وام گرفتم و روبه‌روی مسجدالجواد یك دفتر اجاره كردم. دوباره همه‌چیز را از صفر شروع كردم و طولی نكشید كه ایده‌هایم جواب داد و توانستم موفق شوم. در همان گیرودار كه طلبكارها زمین و زمان را می‌گشتند تا مرا پیدا كنند‌، با یكسری از دوستانم رفتیم شمال. پسرم هم تازه از ایالات‌متحده آمده بود. وقتی دید من طنز می‌گویم و می‌خندم و با دوستانم خوشم‌، داشت دیوانه می‌شد. گفت همه‌چیز را از بین بردی و آمده‌ای شمال، داری می‌گی و می‌خندی! او با جوانی‌اش نمی‌فهمید كه از دست دادن امید یعنی شكست. پول از دست دادن و ضرر كردن شكست نیست! متاسفانه نفت خلاقیت ما را از بین برده، من هنوز هم پر از ایده‌ام تا چند وقت دیگر قصد دارم نوشابه برای دیابتی‌ها تولید كنم، حتی یك سیگار بدون نیكوتین برای كسانی كه آسم دارند درست كرده‌ام كه می‌توانند بكشند. اما بانك‌ها به من پول نمی‌دهند، می‌گویم باید به امثال من وام بدهید كه كار تولید كنیم، وپولتان را هم با سودش پس بدهم.


 

تماشاگه پول


از بچگی آدم متفاوتی بودم، مثلا همه وقتی عیدی پول می‌گیرند، جمع می‌كنند و برای خودشان چیزی می‌خرند اما من پول‌ها را در آلبوم می‌گذاشتم و پس از مدتی از این كار خوشم آمد و دنبال شماره‌های عجیب‌وغریب پول‌ها رفتم و طی سال‌های مختلف یك كلكسیون از پول‌های ایرانی جمع كردم؛ مثلا پولی كه تمام شماره‌هایش صفر است و پولی كه ناصرالدین‌شاه آن را امضا كرده‌است. چند سال پیش دكتر حبیبی گفت، این پول‌ها را در یك موزه بگذار تا همه ببینند، گفتم چطوری؟ گفت یك موزه درست می‌كنیم و تو 2 سال این كلكسیون را به ما بده تا به جوانان نشان بدهیم كه آن موزه شد تماشاگه پول كه در خیابان میرداماد تهران قرار دارد. در ورودی موزه، یك تندیس هم گذاشتند كه این مجموعه متعلق به جهانگیری است اما پس از چند سال آن را برداشتند، تازه بعد از 2سال كه گفتیم مجموعه را پس بدهید، گفتند می‌خواهید آن را در خانه بگذارید، چه‌كار! اینجا مردم استفاده می‌كنند و ما هم بی‌خیال شدیم!


 

عالیجناب‌ها


من همیشه به دولت گفته‌ام به كارآفرینان احترام بگذارید، این آدم‌ها پول نمی‌خواهند به آنها عنوان عالیجناب بدهید و در سینماها و مجالس، یك ردیف صندلی بگذارید. بلیت هوایی را برایشان نصف قیمت كنید تا بچه‌ها و جوانان ببینند و یاد بگیرند كه اگر موفق شوند، عالیجناب می‌شوند و در جامعه احترام دارند. این آدم‌ها ارزشمند هستند. متاسفانه بچه‌های جدید، هیچ چیز ندارند و از یك دیوار سفید آدم خلاق و كارآفرین درست نمی‌شود. طبیعت آموزگاری است كه در تمام 24 ساعت شبانه‌روز درحال یاددادن است. شما به آدم‌های بزرگ این مملكت نگاه كنید، هیچ كدام‌شان را پیدا نمی‌كنید كه اسم یك روستا دنباله‌ اسم‌شان نباشد، اما الان بچه‌ها را نازنازی و لوس بار می‌آوریم و بچه دبیرستانی را هم دنبالش می‌دویم و دستش را می‌گیریم. اما قبلا اصلا اینطوری نبود. من كلاس ششم كه بودم همكلاسی‌ام در دروازه شمرون قصابی داشت و بعد از مدرسه می‌رفت مغازه و كار می‌كرد. همه همین‌طور بودند و كسی به پدرومادرش تكیه نمی‌كرد.

منبع : مجله اینترنتی برترین ها

برچسب ها : ,
می پسندم نمی پسندم

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط نازنین زهرا در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

دوست گرامی یک روش خوب برای افزایش بازدید پیدا کردم دیدم وبلاگت ارزشش داره برای همین گفتم بهت پیشنهاد بدهم اگر می خواهی با روش کار من آشنا بشی به وبلاگ من سر بزن مرسی ی ی ی ی

این نظر توسط رضا در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

عالی بود.واقعا راهنمایی خوبی بود.ممنونم

این نظر توسط مرتضی در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

سلام عرض شد . خسته نباشید. آقای جهانگیری بنده 28 سالمه در فردیس کرج زندگی میکنم. 20 میلیون هم پول دارم چند وقتیه که دنبال کار کردن با پولم هستم ولی ایده ای توی ذهنم نمیاد و یا اینکه اگر هم بیاد میترسم برم جلو وخواستم به من ایده بدید که در آینده هم به موفقیتهای بزرگی برسم و هم اینکه آینده شغلیم ضمانت بشه.. البته پشتکارم شرط اوله. ممنون
پاسخ:سلام
ببين خيلي كارا ميشه كرد ولي موضوع اينه كه با روحيه وتوان شما چه كاري سازگاره؟
به نظر من با 20 میلیون تومان سرمایه الان بهترين درآمد لوازم تحريري و چاپ و كافي نته ..اونم تو نزديك مدرسه ها..با مغازه اجاره اي ....
اما یادت نره!!! که تو همه کارا ميتوني پول دربياري در صورتي که به کارت ايمان داشته باشي.اولش سخته ولي بايد صبر داشته باشي.
یا علی...

پاسخ:

این نظر توسط خصالی در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

سلام .جناب جهاگیری ؛ من 4ساله بازنشسته نیروهای مسلح هستم و از بیکاری متنفرم ؛ 2سال پیش رفتم تو کار تولید ورمی کمپوست خودم هم کار کردم نه کارگر ولی متاسفانه بازار ورمی کمپوست خراب شد و من متضرر شدم میتوانید منو کمک کنید تا کاری را راه بیندازم من ساکن تهرانم و چون فبلا اداری بوده تخصص ندارم بنظر شما تولید و پرورش زالو خوب هست ؟ ممنونم راهنمایی کنید ضمنن من 50000000سرمایه دارم

این نظر توسط خصالی در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

سلام .جناب جهانگیری ؛ من 4ساله بازنشسته نیروهای مسلح هستم و از بیکاری متنفرم ؛ 2سال پیش رفتم تو کار تولید ورمی کمپوست خودم هم کار کردم نه کارگر ولی متاسفانه بازار ورمی کمپوست خراب شد و من متضرر شدم میتوانید منو کمک کنید تا کاری را راه بیندازم من ساکن تهرانم و چون فبلا کارم اداری بوده تخصص ندارم بنظر شما تولید و پرورش زالو خوب هست ؟ ممنونم راهنمایی کنید ضمنن من 50000000سرمایه دارم
پاسخ:
دوست عزیز سلام وبلاگ ترفند های پولدار شدن فقط یکی از حامیان پر و پا قرص دکتر جهانگیری هست، لطفا برای تماس مستقیم با دکتر جهانگیری از طریق ذیل با وی تماس بگیرید.
نشانی دفتر مرکزی: تهران - میدان هفت تیر- اول کریمخان- روبروی قائم مقام - ساختمان آیتک- طبقه سوم تلفن: 4-88843402 | 88843402 | 88860365-7 ایمیل: dr.jahangiri@hotmail.com یا علی مد..


این نظر توسط من در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

با احترام خدمت آقای جهانگیری عزیز...

اگه نگاهی به سن و سال خودتون می انداختید و تاریخی که جناب عالی با 10% پول کرایه تاکسی امروز، به اتریش سفر کرده بودید! و اینکه فرمودید پدرتون پولدار بوده؛ حتی اگر هم ریالی از ایشون پول نگرفته باشید!!! حداقل دغدغه پول رو نداشتید. من در مورد اینکه جوانان امروز غالبا کم مطالعه و تن پرور شده اند قبول دارم، ولی در مورد جوانان مستعدی که در این کشور دارن تلف میشن و از کوچکترین حقوق اجتماعی برخوردار نیستند و مسائلی که به یقین شما از آنها بهره کامل برده اید و ابدا به آنها اشاره ای نکردید مثلا: امروزه بزرگترین دشمن ما در زمینه تحصیلی وزارت علوم کشور خودمان است!!! ما دیگر تحصیل رایگان در هیچ دانشگاهی در کشور نداریم!!! در وحله دهم (چون ما اصلا در کشور دانشی نداریم، و صرفا مدرک می دهیم) کشورهای دیگری هستند که امکان تحصیل رایگان برای فرزندان ایران را ندارند... البته درباره کشورهایی همچون زیمبابوه، لیبی، افغانستان، پاکستان، جزایر آدمخواران و دیگر کشورهای گرسنه دنیا اطلاعاتی ندارم...

شما سال 74 بدهی میلیاردی بالا آوردید!!! بعد طلبکارها دنبالتون بودن... بعد مجددا اشاره می کنم در سال 74 مبلغ 200 میلیون تومان وام گرفتید!!!!! اجازه بدید برای اونایی که به جمله شما دقت نکردن توضیح بدم که در سال 74 با 4 میلیون تومان میشد یک آپارتمان 100 متری در مرکز شهر تهران یعنی محله گیشا خریداری کرد!!! البته از این ارزانتر هم بود و من گرانترینش رو گفتم. بعد شما مبلغ 50 آپارتمان 100 متری رو وام گرفتید!!!

من جدا تحت تأثیر حقایقی که نگفتید و در کشور ما وجود دارد قرار گرفتم. شما جدا من رو متحول کردید. حداقل از سن و سالتون خجالت نکشیدید که در دوره خیر و برکت با امکانات دولت وقت یا پدر ثروتمندتون تحصیل رایگان کردید و در دوران جنگ ایران که یه مشت فرصت طلب با زد و بند و رانت اطلاعاتی به ثروت های هنگفتی رسیدند سوار بر سونامی تورم کشور بی سامان ایران شدید و مثل خیلی از کسایی که به ارتباطات و پول های نجومی رسیدند به ثروت رسیدید!!! یه سوال دیگه هم داشتم... پسرتون هم راه شما رو رفت یا پای نهال زندگیش پول ریختید!!!؟؟؟

من منکر زحمت هایی که کشیدید و تلاش شبانه روزی تون نیستم. ولی مطمئنم اگر امروز کسی ادعا کند از صفر شروع کردم و بدون کمک مالی به ثروت رسیدم، یک دروغ گوی محض است. مردم ایران افرادی متوهم هستند... ما همگی توهم موفقیت و توهم خودساختگی و توهم متمدن بودن داریم!!! ما متوهمیم نه متمدن...

شما با تعریف موفقیت (البته از نظر خودتون و جامعه) هیچ لطفی به جوانان ما که نکردید بلکه به آنها ثابت کردید یه مشت موجودات بی عرضه اند که حتی نمی توانند 2 میلیون تومان از شعب بانکهای کشور اسلامی ایران بگیرند... من جدا از شما و امثال شما سپاسگذارم و امیدوارم خداوند از سر تقصیرات همه ما بگذرد. البته بعید میدانم جایی برای جبران برای اغلب ما وجود داشته باشد...

والسلام

این نظر توسط فن بیان در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:06 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

ممنون بابت اطلاع رسانیتون.


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران